تبليغاتX
عشق اعظم

تجلیل پیامبر(ص) از علم و دانش

خداوند متعال جايگاه و مرتبت صاحبان دانش را ، آن هم در والاترين مقامها ، يعني مقام گواهي بر وحدانيت خدا ؛ همسان خود و فرشتگان قرار داده و فرموده :

شهد الله انه لا اله الا هو و الملائكه و أولوا العلم قائماً بالقسط لا اله الا هو العزيز الحكيم . 1
خداوند كه همواره نگاهبان عدل [ و درستي ] است گواهي مي دهد كه جز او معبودي نيست و فرشتگان و دانشوران [ نيز گواهي مي دهند ] ؛ جز او معبودي نيست كه شكست ناپذير حكيم است .

بر اين اساس در نخستين سوره اي كه بر پيامبرش فرو فرستاده از خواندن و دانش و قلم سخن مي گويد و در سوره « الرحمن » پيش از يادآوري نعمت آفرينش ، نعمت تعليم قرآن را متذكر شده است .

اهتمام به دانش و تشويق به علم اندوزي هم در گفتار رسول خدا متجلي است و هم در رفتار و سيرة آن حضرت .
او در پرتو علم لدني خدا دادي ، عالم به غيب و شهادت است و به تصريح قرآن هر كاري كه انسانها انجام مي دهند در شعاع ديد و علم خدا ، پيامبر (ص) و مؤمنان است ؛ 2 با اين حال يكي از خواسته هاي او از خداوند

افزايش دانشش بود :

« رب زدني علما ؛ پروردگارا ، بر دانشم بيفزاي ! » 3

اگر بگوييم تجليل پيامبر اعظم (ص) از علم و دانش از مهم ترين شاخصه هاي متمايز آن گرامي از ديگر آموزگاران بشريت و شاخص ترين عامل همبستگي و پل ارتباطي جهان نوين انديشه و جامعة متمدن بشري با اسلام گشته است ، سخن گزافي نگفته ايم .

هنگام طلوع خورشيد اسلام در جهان عرب كه به جزيره العرب و برخي نواحي شمال غربي و شمال شرقي آن محدود مي شد ، هيچ نشاني از رشد فكري و گسترش علمي بروز نيافته بود . فن شاعري ، شيوه سخنوري و طالع بيني و خرافه گويي ، تنها مظاهر علمي و فرهنگي عرب جاهلي بود . سخنان و سيرة رسول خدا در علم آموزي ، نيروي محركه اي به انرژيهاي خفته و استعدادهاي بالقوه نژاد عرب بخشيد و مدينه ؛ مركز حكومت اسلامي نه تنها براي گروههاي عرب ، كه براي پژوهشگران خارجي ، اعم از ايراني ، يوناني ، سوري ،‌ عراقي و آفريقايي با رنگها و مليتهاي مختلف ، به صورت يك پايگاه علمي درآمد .

هستة اولي سازمان آموزش ، پژوهش و پرورش به دست رسول اكرم (ص) شكل گرفت و در دوره هاي بعد از سوي فرزندان و جانشينان در ابعاد وسيعتري پي گرفته و تكميل شد .

اهتمام و تشويق به علم از سوي رسول خدا (ص) در بيان استاد شهيد ، مرتضي مطهري چنين آمده است :
به علم و سواد تشويق مي كرد . كودكان اصحابش را وادار كرد كه سواد بياموزند . برخي از يارانش را فرمان داد زبان سرياني بياموزند . مي گفت : دانشجويي بر هر مسلمان ، فرض و واحب است . و هم فرمود : حكمت را در هر كجا و در نزد هر كس ولو مشرك يا منافق يافتيد از او اقتباس كنيد . و هم فرمود : علم را جست و جو كنيد ولو مستلزم آن باشد كه تا چين سفر كنيد . اين تأكيد ها و تشويقها دربارة علم سبب شد كه مسلمين با همت و سرعت بي نظيري به جست و جوي علم در همة جهان پرداختند . آثار علمي را هر كجا يافتند به دست آوردند و ترجمه كردند و خود به تحقيق پرداخته و از اين راه علاوه بر اينكه حلقة ارتباطي شدند ميان تمدنهاي قديم يوناني و رومي و ايراني و مصري و هندي و غيره و تمدن جديد اروپايي ، خود يكي از شكوهمندترين تمدنها و فرهنگهاي تاريخ بشريت را آفريدند كه به نام تمدن و فرهنگ اسلامي شناخته شده و مي شود . 4

 

پی نوشتها:
1 . آل عمران ( 3 ) ، آيه 18 .
2 . توبه ( 10 ) ، آيه 105 « قل اعملوا فسيري الله عملكم و رسوله و المؤمنون » .
3 . طه ( 20 ) ، آيه 114 .
4 . وحي و نبوت ، ص 110 .
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 13:49 |

معانی حروف صلوات

«صاد» صلوات از صمد می باشد که از اسماء الهی است.

«لام» صلوات از لطیف می باشدکه از اسماء خداوند است.

«واو» صلوات از واحد می باشد که از اسماء حضرت احدیت است.

«هاء» صلوات از هادی می باشدکه از اسماء ایزد منان است.

و نیز اسم مبارک محمد در لغت یعنی بسیار ستوده و بسیار ستایش کردن به همین جهت اسم حضرت محمد به صلوات اختصاص داده شده است و نام های دیگر حضرت محمد عبارتند از احمد و محمود.

پیام صلوات

در کتاب ثواب الاعمال باب ثواب النبی از رسول اکرم نقل شده است:رسول خدا(ص)فرمود:هر کس در کتابی و یا در نوشته ای بر من صلوات بنویسد تا زمانی که نام من در این کتاب است فرشتگان پیوسته برای او از در گاه حق طلب آمرزش می کند.

چرا صلوات

از حضرت محمد نقل شده است:

صلوات فرستادن بندگان خدا باعت روا شدن حاجت های آنها استو خدا را از شما راضی می گرداند و اعمال شما را پاک و پاکیزه می کند.

بر گرفته شده از كتاب" صلوات مشكل گشاي مشكلات" از محمد رضا وفائي

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 13:47 |
با سلام .

در این بخش گفتم برای شما منابعی معرفی کنم تا بتوانید در مورد پیامبر اعظم(ص) مطالعاتی داشته باشید و بیشتر با این شخصیت والا آشنا شوید . این قسمت شامل ۸۰ عنوان کتاب می باشد .

برای دیدن منابع روی ادامه مطلب کلیک کنید .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 13:42 |

شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)  {۶}

د راین پست شاخصه های زیر در قسمت ادامه مطلب آورده شده است .

۱) جهاد      ۲) وحدت و همدلی      ۳) صداقت      ۴) مسئولیت دادن به جوانان      ۵) ایجاد یک نظام نمونه و الگو در جامعه      ۶) مشورت      ۷) جامع نگری به انسان

امیدوارم که مورد استفاده شما قرار گیرد .


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 13:23 |

گردونه گردان


از بدايع جلوه هاي تازه اي كيهان نهاد
باز طرح ديگري گردونه گردان نهاد
دشت و بستان هر طرف ، بيني گلي الوان نهاد
ريخت طرحي نو جهان با مقدم باد صبا
بر گل سوري ، ز شبنم لؤلؤ و مرجان نهاد
ابر رحمت باز گوهر ريز و گوهر پاش شد
طبله را عطار بست و قفل بر دكان نهاد
باد ، عنبر ساي گرديد و نسيم عنبر فروش
سر خوش از ديدار گل شد، پرده ي الحان نهاد
بلبل ِ هجران كشيده در فضاي گلستان
تاجي از بيجاده بر سر، لاله نعمان نهاد
بوستان و كوه و صحرا رونقي ديگر گرفت
جعفر صادق كه زِ احسان، قادر منان نهاد
اين همه آثار هست از يمن شاه دين، امام
كاو قدوم اقدسش در عالم امكان نهاد
هفده ماه ربيع الاول ، اندر جمعه ، بود
حق تعالي بر خلايق ، منت و احسان نهاد
با طلوع ِ آفتاب ِ آسمان ِ معرفت
زين تلألؤ بر جهان ، انواري از يزدان نهاد
كرد بر كون و مكان ، خورشيد حق تابندگي
گشت و تاج فخر را بر تارك اديان نهاد
بهره ور از مكتب علم و صفاي جد و باب
آن كه اندر محضرش سر بر خط فرمان نهاد
از مقام ِ شامخ ِ علمي ِ او شد مستفيض
افقه و اعرف كه ركن و پايه ي ايمان نهاد
اعلم و اتقي و افضل ، عاملي صديق بود
بود و آيين را بنا بر حجت و برهان نهاد
مستجاب الدعوه و برهان حق و مقتدا
شيعه را مذهب به رسم جعفري بنيان نهاد
يافته دين محمد(ص) از وجودش اعتبار
بهرِ ترويج ِ شريعت ، پاي در ميدان نهاد
مفتخر، دانشوران بودند از شاگردي اش
پايه هاي علم شيمي ، جابر حيان نهاد
تربيت فرمود ، شاگردان ِ عالم بيشمار
برتري او را خدا ، بر همسر و اقران نهاد
مام گيتي ، مثل او هرگز نزايد در قرون
قدر والايش عنان فكر، سرگردان نهاد
گر زبان ِ خامه عاجز آمد از توصيف او
لطف تو شاها به دل مرهم پي درمان نهاد
نااميد از آستان خويش" فرزين" را مساز


" عبدالحسين فرزين "

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:45 |

خورشیدی بی مانند

 

اولین دلیلی که انسان را به انسانیت رساند و مقام خلیفه اللهی را نصیبش کرد، عنایت حضرت پروردگار به او بود که اگر این عنایت حضرت رب شامل حالش نمی گردید، هرگز آدم و فرزندانش به محوریت در عالم امکان دست نمی یافتند و اشرفیت بر جمیع مخلوقات را تجربه نمی نمودند.

در میان فرزندان آدم و حوازادگان عالم، یکدانه ای است که اقلیم بالا برایش فرش است و عشق حضرت دوست برایش عرش، فاتح قله (فکان قاب قوسین) و ساکن مقام حبیب اللهی، یتیم مدینه محمد بن عبد الله(صلی الله علیه و آله وسلم) که عالم امکان و تمام هستی، به طفیل وجودش به موهبت وجود نائل آمدند و در زمره کائنات شدند.
محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) کسی است که مقام بندگی(1) ایمان(۲) عصمت(3) طهارت(4)رسالت(5) حکومت(6) اولویت(7) و اول المسلمین و اخلص الموحدین و اخشع العابدین(8) بودن، و دارا بودن خصائصی چون فضل عظیم(9) مانع عذاب(10) مؤید به نصر الهی(11) رؤوف و رحیم(12) مسافر معراج(13) رحمه للعالمین(14) اسوه حسنه(15) و خاتم النبیین(16) بودنش، او را چو خورشیدی بی مانند کرده است.

محمد(صلی الله علیه و آله وسلم) بهانه رحمت پروردگار بر عالمیان و واسطه فیض قدسی اوست، هرچند که بی خردانی از همان زمان طلوع اسلام و آغاز برآمدن صدای دلنشین دعوتش، قلب رئوفش را به بی ادبی ها و ستیزه های جاهلی رنجه کردند. اما این پیامبر رحمت و این فرستاده مبارک، هماره نوید دهنده رحمت الهی است و بی شک قلب مهربانش، خواسته ای جز هدایت بشریت ندارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پانوشتها
1.بقره .
2.بقره :285.
3.اسراء: 74.
4.احزاب : 33.
5.آل عمران:164.
6.نساء : 65.
7.احزاب : 6.
8.انعام: 161-163.
9.نساء: 113.
10.انفال:33.
11.توبه : 40.
12.توبه : 128.
13.اسراء : 1.
14.انبیاء: 107.
15.احزاب : 21.
16.احزاب ۴۰ .
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:39 |

شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)  {۵}

 

دلسوزي و خدمت به مردم

 

جهت گيري حركت انبياء در بعد اجتماعي ، دلسوزي براي مردم و خدمت رساني به آنان است . حالات و روحيات پيامبر اعظم (ص) در اين عرصه – كه قرآن به گوشه هايي از آن اشاره كرده – و نيز سيرة عملي آن بزرگوار گوياترين گواه بر اين جهت گيري است و همگان ، به ويژه دولتمردان بايد با الگوگيري از منش و روش رسول خدا (ص) و ديگر اولياي الهي در دلسوزي و خدمت به مردم ، نهايت سعي خود را به كار گيرند . امام خميني قدس سره مي فرمايد :

همان طوري كه شيوة ائمة ما و اولياي خدا و انبياي خدا بوده است كه خودشان را خدمتگزار مردم مي ديدند ، و با حسن معاشرت و با رفتار انساني ، با رفتار الهي رفتار مي كردند و كارهايي را كه بايد انجام بدهند ، با همين حسن رفتار انجام مي دهند و شما هم بندگان همان خدا و امت همان پيغمبر و شيعة همان اميرالمومنين هستيد و شيوه هاي شما بايد به همان طور باشد . 1

دولت واقعاً بايد با تمام قدرت آن طوري كه علي براي محرومين دل مي سوزاند ، اين هم با تمام قدرت دل بسوزاند براي محرومين مثل يك پدري كه بچه هايش اگر گرسنه بمانند ، چطور با دل افسرده دنبال اين مي رود كه آنها را سير بكند . يك دولت تابع اميرالمؤمنين بايد اين طور باشد . 2

 

بقیه در ادامه مطلب .... (ادامه مطلب را کلیک نمایید) .

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:32 |

مشمولان شفاعت

 

اربعه اناالشفيع لهم يوم القيمه :.

1ـ معين اهل بيتى .

2ـ والقـاضـى لهـم حـوائجهم عنـد مـا اضطــروا اليه .

3ـ والمحب لهم بقلبه و لسانه .

4ـ والدافع عنهم بيده .

 

(5) چهار دسته انـد كه مـن روز قيـام شفيع آنهاهستـم :.

1ـ يارى دهنده اهل بيتم , 2ـ بـرآورنـده حـاجـات اهل بيتـم به هنگـام اضطـرار و نـاچـارى , 3ـ دوستدار اهل بيتم به قلب وزبان , 4ـ و دفـاع كننـده از اهل بيتـم با دست و عمل .

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:22 |

آفتاب حق
خورشيد عشق را، ره شام و زوال نيست
بر هر دلي که تافت، در آن دل ضلال نيست
در آسمان دلبري و آستان عشق
نور جمال دلبر ما را مثال نيست
هر دم چو مهر نور فشاند به خاطرم
تا شوق اوست، جان و دلم را ملال نيست
با نام احمد است که دل زنده مي شود
دل را بيازماي که کاري محال نيست
اي آفتاب حق که تويي ختم مرسلين
با روشنيّ روي تو، بدر وهلال نيست
حد کمال و حکمت و انوار معرفت
تنها تويي وغير تو حدّ کمال نيست
تا تو شفيع خلقي و درياي رحمتي
اميد عفو هست و نشان وبال نيست
در صحنه حيات و به طومار کائنات
آيين پاک منجي ما را همال نيست
ما عاشقان و پيرو راه محمديم
بهتر ازين طريقت و راه و روال نيست
                                                           "محمدرضا خزائلي"

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:13 |

شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)  {۴}

فروتني

كمتر پيش مي آيد كه فرمانروايان صاحب قدرت ، متواضع و فروتن باشند ؛ زيرا فخرفروشي و روحية كبر و تفوق طلبي از صفات بارز حكام و فرمانروايان غيرالهي است . اما حضرت محمد (ص) آداب و رسوم رايج زمامداري را بر هم زد و طرحي نو درانداخت ؛ به گونه اي كه تواضع و فروتني از برجسته ترين صفات آن گرامي به شمار مي رود .
پيامبر (ص) براساس رهنمود وحي « واحفض جناحك لمن اتبعك من المؤمنين 1؛ و براي آن مؤمناني كه تو را پيروي كرده اند بال [ محبت ] بگستر . » خود را فوق ديگران نمي ديد ، با اينكه برترين انسان بود . با بندگان خدا از هر طبقه و داراي هر موقعيتي كه بودند معاشرت متواضعانه داشت . او بين اينكه پيامبر باشد خاك نشين يا پادشاهي پيامبر – بي آنكه با انتخاب روحي از مقامش كاسته شود – نخستين را برگزيد . 2 رفتارهاي ذيل نمونه ها و جلوه هايي از تواضع آن حضرت است .

امام صادق (ع) : رسول خدا (ص) براي تواضع بيشتر در پيشگاه الهي همانند بردگان غذا تناول مي كرد و بر روي زمين مي نشست . 3

هيچ گاه از بستري كه براي نشستن يا خوابيدن او در نظر مي گرفتند ، عيب نمي گرفت . اگر چيزي پهن مي كردند بر آن مي خوابيد و اگر پهن نمي كردند ، بر زمين مي خوابيد . 4

لباس خود را خود مي دوخت و كفش خود را خود وصله مي زد و در كارهاي خانه كمك مي كرد . 5

سوار شدن بر استر برهنه يا استري كه تنها پلاسي بر پشت آن بود و سوار كردن ديگري بر ترك خود ؛ به عيادت بيمار و تشييع جنازه رفتن ؛ دعوت بردگان را پذيرفتن ، پيشي گرفتن در سلام به ديگران ، حتي كودكان و نشستن در جمع اصحاب بدون هيچ گونه تمايز و تشخصي سيره و روش هميشگي او بود . 6

اما صادق (ع) : از زماني كه رسول خدا (ص) به پيامبري برانگيخته شد تا آخر عمر براي فروتني در مقابل خداوند بزرگ تكيه داده غذا نخورد . 7

روزي زن بد زباني به آن حضرت – كه روي زمين نشسته بود و غذا مي خورد – گذشت و گفت : اي محمد ! به خدا سوگند كه همچون بندگان غذا مي خوري و مانند آنان مي نشيني ! فرمود : چه مي گويي ! كدام بنده از من بنده تر است ؟! زن گفت : لقمه اي از غذايت به من بده . پيامبر (ص) لقمه اي به او داد . گفت : خير ، به خدا بايد لقمه اي را كه در دهان داري بدهي . آن حضرت لقمه را از دهان بيرون آورد و به او داد و زن لقمه را خورد . ( امام صادق فرمود : ) آن زن تا هنگام مرگ بيمار نگرديد . 8

روز فتح مكه مردي نزد آن حضرت آمد كه از ترس ، اندامش مي لرزيد . حضرت فرمود : « نترس ، من پادشاه نيستم . من فرزند بانويي از قريش هستم كه خوراكش گوشت خشكيده بود . » 9

اين سيره بهترين سرمشق زندگي و تأسي به آن ، تنها راه برون رفت از منشها و منيتهاي خود ساخته است كه هر كسي به نحوي گرفتار آن است . بسياري از افرادي كه از موقعيت اجتماعي برخوردارند ، دست يازيدن به كارهاي محقر اين چنيني را دون شأن خود مي دانند و يا آمد و شد و معاشرت با افرادي كه از لحاظ اجتماعي يا جنبه هاي ديگر پايين تر هستند براي خود ننگ مي دانند ؛ در حالي كه اين رفتار از برترين و كامل ترين و پرقدرت ترين انسان روي زمين سر مي زند و همين خصلتها و رفتارهاست كه جاذبه اي فوق العاده از او در ميان مردم ايجاد و دلها را به سوي او جذب كرده است . به راستي اگر اهل تحقيق در پي دليل قاطعي بر نبوت او باشند ، چنانچه در همين رفتارها و گفتارهاي متواضعانه او دقت كنند ، قوي ترين دليل بر نبوت و پيامبري آن حضرت را خواهند يافت ؛ چه آنكه مي بينيد فرمانروايي كه همة سرزمينها تحت استيلاي او قرار دارد و در هر زمينه و هر موضوع حرف اول را مي زند ، خويشتن را از رفتارها و القاب و عناوين ويژة سلاطين و فرمانروايان دور نگه داشته و از آنها تبري مي جويد . چه الگويي براي زمامداران و كارگزاران حكومتي سازنده تر و ارزشمندتر از منش و روش نبوي !آن كه پيشش اصلا مطرح نيست ؛ مرزنشيني و مركزنشيني ؛ بالانشيني و پايين نشيني پيشش مطرح نيست اسلام است . آن كه وقتي حكومتش ، رأسش مثل رسول الله (ص) ، وقتي كه – با اينكه ادارة كشور مي كرد – مي آمدند در يك مجلسي كه نشسته بودند ، اصحاب حضرت و حضرت نشسته بودند ، بالا و پايين معلوم نبود چيه . مي آمد مي گفت : كدام يكي تان پيغمبر هستيد ، از باب اينكه دور مي نشستند اصحابشان با خودشان ، همه با هم در هم مي نشستند . يكي بالا ، يكي پايين ، يكي اين زيرش باشد نبوده است , روي همان زمين و اگر هم يك بوريايي بوده ، آن وقت براي مسجد بوده ، روي آن بوريا همه مي نشستند دور هم و از همان مسجد كه اين طور زندگي مي كردند تجهيز قوا مي كردند و ممالك را مي گرفتند . يك همچو حكومتي ما مي خواهيم . 10 پيامبر در مقابل مردم كان رسول الله (ص) يأكل الكل العبد و يجلس جلوس عبوس العبد ؛ خود مثل بندگان غذا مي خورد و مثل بندگان مي نشست ، نه مثل اشراف زاده ها . خود پيامبر (ص) جزو فاميلهاي اشراف زاده ها بود ، اما رفتار او با مردم خود ، رفتار متواضعانه اي بود ؛ به آنها احترام مي كرد ، به آنها فخر و تعند نمي فروخت ، اما اشاره و نگاه پيامبر بر تن امپراتوران آن روز عالم – در سالهاي آخر عمرش – لرزه مي انداخت . اين عزت است . 11

پی نوشتها:
1 . شعراء ( 26 ) ، آيه 215 .
2 . اصول كافي ، ج 2 ، ص 122 .
3 . بحار الانوار ، ج 16 ، ص 261 « كان يأكل الكله العبد و يجلس جلسه العبد تواضعا لله عزوجل »
4 . المحجه البيضاء ، ج 4 ، ص 129 – 130 .
5 . همان ، ص 124 و 151 .
6 . همان ، ص 151 – 152 .
7 . بحارالانوار ، ج 16 ، ص 242 و 261 و مكارم الخلاق ، ص 27 .
8 . بحارالانوار ، ج 16 ، ص 281 و مكارم الاخلاق ، ص 16 .
9 . المحجه البيضاء ، ج 4 ، ص 152 .
10 . از بيانات امام خميني قدس سره ، صحيفة نور ، ج 8 ، ص 103 .
11 . از بيانات مقام معظم رهبري مدظلله ، پيامبر اعظم ، ص 92 – 93 .

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:10 |

اخلاق نبوي


اين كتاب در يازده بخش، به فرازهايي از سيره اخلاقي پيامبر اعظم (ص) همچون شمايل پيامبر، در خانه، در اجتماع، جلسات پيامبر، سخن گفتن، راه رفتن، آراستگي، لباس و پوشش، خوردن و آشاميدن، ادب عبوديت و سخن گوناگون.پرداخته است.

در اين كتاب ويژگي جلسات پيامبر اعظم (ص)؛ ياد خدا، بي‌تكلفي، جلوس مؤدبانه، حفظ حريم‌ها و رسيدگي به مشكلات بيان شده است.

بحارالانوار، سنن‌النبي، غررالحكم، المحجه البيضاء، مناقب ابن شهر آشوب و نهج الفصاحه از منابع اصلي اين كتاب هستند. كتاب «اخلاق نبوي» نوشته حجت‌الاسلام جواد محدثي است كه با شمارگان ده‌هزار نسخه در حجم 80 صفحه توسط انتشارات جامعة‌الزهرا (س) قم منتشر شده است.
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:6 |

شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)  {3}

 

اهمیت به مسائل مالي مردم


رسول خدا (ص) در غزؤه حنين ، كه پس از فتح مكه رخ داد ، سهمي از غنائم ( خمس آنها ) را كه سهم خود او بود ، به اقتضاي مصلحت به نو مسلمانان كه در اصطلاح فقه « مؤلفه قلوبهم » ناميده مي شوند – اختصاص داد . اين اقدام پيامبر (ص) كه عين عدالت و بر مبناي مصلحت و استحقاق شرعي افراد مورد بخشش بود ، از سوي برخي افراد و طوايف مورد اعتراض قرار گرفت و رسول خدا (ص) به اقتضاي حال و انگيزه هاي معترضان پاسخ آنان را داد :

مردي از بني تميم كه او را « ذوالخو يصره (1)» مي گفتند – و بعدها از سردمداران خوارج نهروان شد – با لحني تند خطاب به آن حضرت گفت : اي رسول خدا ، با عدالت رفتار كن ! برخي اصحاب از گستاخي وي برآشفته شده ، از پيامبر (ص) خواستند اجازه دهد گردنش را بزنند . فرمود : نه ، او را به حال خود بگذاريد ، سپس رو به روي كرده ، با خونسردي فرمود : « اگر من به عدالت رفتار نكنم پس چه كسي رفتار خواهد كرد؟ » (2)
برخي از انصار پس از آنكه مشاهده كردند رسول خدا (ص) به مرداني از قريش و ديگر قبائل عرب بخششهايي كرد و از اين بابت به انصار كه از پيشگامان و مجاهدان بودند چيزي نداد ، زبان به اعتراض گشودند كه چرا آنها را بر ما ترجيح دادي ؟

رسول خدا (ص) فرمود همة معترضان در يكجاگرد آيند . آن گاه به سخن پرداخت و با بياني شيوا و مستدل آنان را به موجبات اين تصميم و به اشتباه خودشان واقف ساخت ؛ چندان كه همگي آنان به گريه افتادند و پوزش خواستند و گفتند :

ما به همين كه رسول خدا (ص) همراه ما به مدينه بازگردد ، خشنود و سرافرازيم . (3)

 

پی نوشتها

1 . اسم او حرقوص بن زهير است .
2 . امتاع الاسماع ، مقريزي ، ج 1 ، ص 431 و بحارالانوار ، ج 21 ، ص 173 .
3 . امتاع الاسماع ، ج 1 ، ص 431 و السيره النبويه ، ابن هشام ، ج 4 ، ص 141 .
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 16:0 |

بشارتهاي انبياي الهي دربارة آمدن رسول خدا(ص)

 

از جملة اين بشارتها آية 14 و 15 از كتاب يهودا است كه مي گويد : « لكن خنوخ « ادريس » كه هفتم از آدم بود دربارة همين اشخاص خبر داده گفت اينك خداوند با ده هزار از مقدّسين خود آمد تا بر همه داوري نمايد و جميع بي دينان را ملزم سازد و بر همة كارهاي بي ديني كه ايشان كردند و بر تمامي سخنان زشت كه گناهكاران بی دين به خلاف او گفتند ... »

كه ده هزار مقدس فقط با رسول خدا ( ص ) تطبيق مي كند كه در داستان فتح مكه با او بودند .

و در فصل چهاردهم انجيل يوحنا : 16 ، 17 ، 25 ، 26 چنين است :

« اگر مرا دوست داريد احكام مرا نگاه داريد ، و من از پدر خواهم خواست و او ديگري را كه فارقليط است به شما خواهد داد كه هميشه با شما خواهد بود ، خلاصة حقيقتي كه جهان آن را نتواند پذيرفت زيرا كه آن را نمي بيند و نمي شناسد ، اما شما آن را مي شناسيد زيرا كه با شما مي ماند و در شما خواهد بود . اينها را به شما گفتم مادام كه با شما بودم ، اما فارقليط روح مقدس كه او را پدر به اسم من مي فرستد ، او همه چيز را به شما تعليم دهد و هر آنچه گفتم به ياد آورد . »

بر طبق تحقيق كلمة « فارقليط » كه ترجمة عربي « پريكليتوس » است به معناي « احمد » است و مترجمين اناجيل از روي عمد يا اشتباه آن را به « تسلي دهنده » ترجمه كرده اند . ((1

پي نوشت :

(1) خلاصه زندگاني حضرت محمد(ص) ،تاليف:سيد هاشم رسولي محلاتي

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:58 |

بزرگواري


بزرگوارترين فرد قبيلة خود بود1 .

امام علي ع در نهج البلاغه مي فرمايد : پس به پيامبر پاكيزه ... اقتدا كن كه ... ماية فخر و بزرگي است ، براي كسي كه خواهان بزرگواري است2 .

هر گز به خاطر خودش از كسي انتقام نگرفت3 .

با نوشيدني افطار مي كرد و غذاي سحرش هم نوشيدني بود .

انس مي گويد : پيامبر گاهي شربتي مي خورد كه هم افطارش محسوب مي شد و هم سحرش . چه بسا آن نوشيدني شير بود و يا شربتي كه در آن نان خيسانده مي شد . شبي آن را براي رسول خدا مهيا كردم . پيامبر دير كرد . گمان كردم منزل يكي از دوستانش دعوت است . آن را خوردم . پس از ساعتي پيامبر آمد . از بعضي همراهانش پرسيدم جايي افطار كرده يا دعوت بوده است . گفتند نه افطار كرده و نه جايي دعوت بوده است . آن شب را به گونه اي گذراندم كه فقط خدا مي داند ؛ از اين اندوه كه پيامبر آن شربت را بخواهد . اما او آن شب را گرسنه خوابيد و گرسنه [ روز بعد ] روزه گرفت . تا اين لحظه نيز دربارة آن سخني نگفته و چيزي نپرسيده است4 .

 

پی نوشتها:

1 . جامع الصغير 1/ 87 ؛ المعجم الاوسط 3/56 .
2 . شرح مسلم ( نووي ) 15/92 ؛ صحيح ابن حبان 14/196 ؛ موارد الضمآن /521 ؛ نظم دررالسمطين /58 .
3 . نهج البلاغه ، خطبه / 160 .
4 . تحفه الاحوذي 6/122 ؛ صحيح بخاري 8/16 ؛ فتح الباري 10/440 ؛ مسند احمد 6/223 .
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:54 |

نيمه شب ، خورشيد مى‏تابد ...

كه اى ياران مگر ديشب به خواب مرگ پيوستيد؟
چه كس ديد از شما آن روشنان آسمانى را؟
كه ديد از «مكيان‏» آن ماهتاب پرنيانى را؟
بيابان بود و تنهايى و من ديدم
كه از هر سو ستاره بر زمين ما فرود آمد
به چشم خويش ديدم ماه را از جاى خود كندند
ز هر سو در بيابان عطر مشك و بوى عود آمد
بيابان بود و من، اما چه مهتاب دلارايى!
بيابان بود و من، اما چه اخترهاى زيبايى!
بيابان رازها دارد، بيابان، نقش ها دارد
كه در شهر آشكارا نيست كجا بوديد اى ياران؟
كه ديشب آسماني ها زمين «مكه‏» را كردند
گلباران ولى گل نه، ستاره بود جاى گل
زمين و آسمان «مكه‏» ديشب نور باران بود
هوا آغشته با عطر شفا بخش بهاران بود.
كه اينك بر فراز چرخ، بينى نام «احمد» را
و در هر موج بينى اوج گلبانگ «محمد» را
«محمد» زنده و جاويد خواهد ماند
«محمد» تا ابد تابنده چون خورشيد خواهد ماند
جهانى نيك مى‏داند كه نامى همچو نام پاك پيغمبر مؤيد نيست
و مردى زير اين سبز آسمان همتاى «احمد» نيست
زمين ويرانه باد و سرنگون باد آسمان پير،
اگر بينيم روزى در جهان نام «محمد» نيست.

"مهدي سهيلي"

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:51 |

شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)  {2}

 

عدالت در برخوردهاي اجتماعي


پيامبر (ص) با همة اصحاب يكسان برخورد مي نمود ، حتي نگاه خود را تقسيم مي كرد و در نگاه كردن به حاضران عدالت را رعايت مي كرد . امام صادق (ع) مي فرمايد :

 كان رسول الله يقسم لحظاته بين اصحابه ينظر الي ذا و ينظر الي ذا بالسويه . 1

رسول خدا (ص) لحظات [ و نگاههاي ] خود را ميان اصحاب تقسيم مي كرد ؛ گاهي به اين و زماني به آن به طور مساوي نظر مي افكند .

و نيز در باب رفتار آن حضرت آمده است كه در آخر مجلس مي نشست و در مورد هر يك از افرادي كه با او نشسته بودند يكسان برخورد مي كرد كه شخص تصور نكند ديگري كه در مجلس نشسته از او بيشتر مورد احترام پيامبر است . 2

شخصي از آن حضرت ، مالي طلب داشت و در مطالبة حق درشتي و سماجت مي كرد . رسول اكرم همچنان ساكت بود ، ولي اصحاب برآشفتند و درصدد تأديب او برآمدند . فرمود : « معترض او نشويد . بگذاريد صاحب حق حرف خود را بزند . » آن گاه دستور داد شتري همسال شتر او خريده و به او بدهند . گفتند : به همسال آن دسترسي نيست و هر چه هست بهتر از مال اوست . فرمود : همان بهتر و جوان تر را به او بدهيد . 3

عمار مي گويد : گوسفندان خانواده ام را به چراگاه برده بودم و محمد نيز [ پيش از بعثت ] گوسفندان را مي چرانيد . گفتم : اي محمد ، آيا مايلي كه گوسفندانمان را در فخ بچرانيم ؟ آن جا بسيار جاي مناسبي است . فرمود : آري . روز بعد محمد (ص) پيش از من به چراگاه آمده بود ، ولي گوسفندان خود را در دور از آن محل نگه داشته بود ، فرمود : چون به تو قول همراهي داده بودم ، نخواستم پيش از تو گوسفندان را به چراگاه ببرم . 4

در اواخر عمر روزي به مسجد رفت و ضمن خطابه اي فرمود : « خدا سوگند ياد كرده است در روز جزا از ظلم هيچ ظالمي در نگذرد . اگر به كسي از شما ستمي از من رفته و از اين رهگذر حقي بر ذمه من دارد من حاضرم به قصاص و عمل متقابل تن بدهم . » از ميان مردم ، سواده بن قيس برخاست و گفت : يا رسوال الله روزي كه از طائف باز مي گشتي و عصا را در دست خود حركت مي دادي به شكم من خورد و مرا آزرد . فرمود : « حاشا كه به عمد اين كار را كرده باشم ؛ با اين حال به حكم قصاص تسليم مي شوم . » فرمان داد همان عصا را بياورند و به دست سواده داد و فرمود : « هر عضو بدنت را كه خسته است به همان قسمت از بدن من بزن و حق خود را در همين دنيا از من بستان . » سواده گفت : نه ، من شما را مي بخشم . فرمود : « خدا نيز بر تو ببخشد . » 5

 

پی نوشتها:

1 . روضة كافي ، ص 268 ، حديث 393 .
2 . همراه با پيامبران در قرآن ، ص 526 .
3 . محمد خاتم پيامبران ، ج 1 ، ص 409 ، به نقل از صحيح نجاري , ج 3 ، ص 116 .
4 . بحارالانوار ، ج 16 ، ص 224 و كحل البصر في سيره سيد البشر ، ص 75 .
5 . بحارالانوار ، ج 22 ، ص 508 – 509 با اختصار .
+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:45 |

کتاب " سیری در تاریخ صدر اسلام "

سيري در تاريخ صدر اسلام كتابي است كه در رابطه با سير و گذري كوتاه در تاريخ سراسر افتخار حيات رسول گرامي اسلام(ص) پرداخته است. نويسنده اين كتاب اقاي حشمت الله قنبري همداني و ناشر آن انتشارات امير كبير ميباشد.

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:39 |

شاخصه هاي جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر اعظم (ص)


پيامبران الهي مأمور هدايت انسانها بودند . آنان افزون بر هدايت يكايك افراد ، رسالت هدايت و ساختن جامعه را نيز بر عهده داشتند و هر گاه موقعيت و امكانات به آنان اجازه مي داد به تشكيل حكومت و ادارة جامعه مي پرداختند . پيامبر اعظم (ص) نيز در اين امر ، اهتمام ويژه اي داشت و پس از ورود به مدينه اقدام به تشكيل حكومت اسلامي كرد . تلاشهاي آن حضرت و يارانش سبب شد كه جامعه اسلامي بنا گذاشته شود و مسلمانان در راه تداوم آن حكومت ، زحمات فراواني را متحمل شدند و در نتيجه جامعه اسلامي ، به تمدني بزرگ مبدل شد . شاخصه هاي مهم جامعه و تمدن موردنظر پيامبر (ص) عبارتند از :

1) خدا محوري

نخستين هدف بعثت پيامبران ، سوق دادن انسانها و جوامع بشري به سوي خدا است . آنان مي خواهند بشر را به اطاعت خداوند دعوت كنند و از اطاعت غير خدا بازدارند :

 و لقد بعثنا في كل امه رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت . ( نحل : 36 )

و در حقيقت ، در ميان هر امتي فرستاده برانگيختيم [ تا بگويد : ] « خدا را بپرستيد و از طاغوت [ = فريبگر ] بپرهيزيد » .

 رسالت پيامبر اعظم (ص) نيز در همين مسير بود . تلاش و كوشش پيگير آن حضرت در طي 23 سال نبوت ، شاهد آن بود كه ايشان لحظه اي از اين هدف والا غافل نشد و همه جهادها ، جنگها و دلسوزيهاي آن جناب براي همين بوده است .

 خدامحوري تنها در دايرة عبادات فردي و زندگي شخصي و خصوصي افراد منحصر نمي شود ؛ بلكه نظام اجتماعي انسان را برمي گيرد و لازمة تحقق اين امر ، آن است كه خدامحوري ، اساس حكومتها و رهبري جوامع را نيز شامل شود و در حركت كلي جامعه نيز رضايت الهي و حركت در جهت تقرب به خداوند ، اساس كار قرار گيرد . براي تحقق اين امر ، بايد در همه قوانيني كه در جامعه شكل مي گيرد و نيز هنگام اجراي قوانين و حل معضلات و اختلافات به وجود آمده و دعاوي افراد ، تعاليم الهي محور حركت و تلاش جامعه باشد ؛ يعني در قانونگذاري قانوني مشروع تلقي گردد كه از ناحية خدا وضع شده است و اين همان قانوني است كه خداوند در كتابش نازل فرموده و يا به وسيلة حجتهاي خويش به مردم رسانده است . در مرحلة اجرا نيز بايد رضايت الهي موردنظر باشد و رهبران و حاكمان بر جامعه كساني باشند كه از طرف خداوند ، بر اين كار اذن داشته باشند . همچنين در امر قضاوت ميان مردم نيز كساني حكم برانند كه از سوي خداوند ، تعيين شده اند و مبناي قضاوتشان هم ، احكام نازل شده از ناحيه او باشد .

از آيه شريفة ذيل استفاده مي شود كه حاكم بايد از سوي خداوند باشد و چون او مطابق احكام الهي حكم مي كند ، مؤمنان نيز بايد به آن رضايت قلبي داشته باشند و گرنه مؤمن حقيقي محسوب نمي شوند .

فلا و ربك لايؤمنون حتي يحكموك فيما شجر بينهم ثم لايجدوا في أنفسهم حرجا مما قضيت و يسلموا تسليما . ( نساء : 65 )

ولي چنين نيست ، به پروردگارت قسم كه ايمان نمي آورند ، مگر آنكه تو را در مورد آنچه ميان آنان مايه اختلاف است داور گردانند ؛ سپس از حكمي كه كرده اي در دلهايشان احساس ناراحتي [ و ترديد ] نكنند ، و كاملا سر تسليم فرود آورند .

بنايراين ، مهم ترين شاخصة جامعه و تمدن مورد نظر پيامبر (ص) ، همان خدامحوري است كه بايد در همه سطوح و ابعاد جامعه اجرا شود و روابط اجتماعي ، سياسي ، اقتصادي و فرهنگي بر مبناي آن شكل مي گيرد .

 

این مطلب در بخش های دیگر ادامه دارد ...

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:37 |

 

قال رَسُولُ اللّهِ (صَلَّى اللّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ)
لا تُضَيِّعُوا صَلاتَكُمْ، فَإنَّ مَنْ ضَيَّعَ صَلاتَهُ، حُشِرَ مَعَ قارُونَ وَ هامانَ، وَ كانَ حَقّاً عَلىِ اللّهِ أنْ يُدْخِلَهُ النّارَ مَعَ الْمُنافِقين


پيامبر مكرم اسلام (صلي الله عليه و آله) فرمود: نماز را سبك و ناچيز مشماريد، هر كس نسبت به نمازش بى اعتنا باشد و آنرا سبك و ضايع گرداند همنشين قارون و هامان خواهد گشت و حقّ خداوند است كه او را همراه منافقين در آتش داخل نمايد

وسائل الشّيعة: ج 4، ص 30، ح ۴۴۳۱

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:30 |

کتاب " شيوه فرماندهى پيامبر(ص ) "


كتاب حاضر از جمله سلسله مباحث نظام دفاعى است كه با عنوان شيوه فرماندهى پيامبر (ص ) تدوين شده است و ترجمه كتاب « الرسول(ص ) القاعد » مى باشد كه مطالب آن به شرح ذيل تهيه و تدوين شده است : جنگ عادلانه ، پيش از وقوع جنگ ، دفاع از عقيده ، مبارزه حق و باطل ، پايگاه امن ، شكست خورده پيروز، قصاص عادلانه ، شكست دهندة احزاب ، بازسازى تشكيلات ، بشارت پيروزى نزديك ، دوران صلح ، بازگشت مستضعفان ، غزوه حنين و محاصره طايف ، دولت اسلام از ديده تا عمل . مؤلف ان شيث ، محمود و مترجم : بينش ، عبدالحسين است. اين كتاب توسط پژوهشکده تحقيقات اسلامي سپاه چاپ شده است .

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:13 |

پیامبر اعظم (ص) و دو حلقه ی جمعيت

( در باب فضيلت علم و توجه اسلام به تعليم و تعلم )

 رسول اکرم (ص) وارد مسجد ( مسجد مدینه ) شد . چشمش به دو اجتماع افتاد که از دو دسته تشکیل شده بود و هر دسته حلقه ای تشکیل داده سرگرم کاری بودند :

یک دسته مشغول عبادت و ذکر , و دسته ی دیگر , سرگرم تعلیم و تعلم و یاد دادن و یاد گرفتن بودند . هر دسته را از نظر گذرانید و از دیدن آن ها مسرور و خرسند شد . به کسانی که همراهش بودند رو کرد و فرمود : « این هر دو دسته کار نیک می کنند و بر خیر و سعادتمندند .» آنگاه جمله ای اضافه کرد : « لیکن من برای تعلیم دادن و دانا کردن فرستاده شده ام .» پس خودش به طرف همان دسته که به کار تعلیم و تعلم اشتغال داشتند , رفت و در حلقه ی آن ها نشست .

+ نوشته شده توسط راضیه علی اکبری در ساعت 15:11 |


Www.M-Blog.Blogfa.Com

www.agna.blogfa.com www.agna.blogfa.com